|
سلام به همه ...
ممنون که میاین و نظر میذارین 
من سایه خواهر بزرگه ی سحرم ... سحر الان حسابی مشغول بچه داریه البته دیگه مامانا اینقدر راحت شدن که کهنه شوئی ندارن ولی یه بار که سحر لباسهای نی نی رو شست و بلند شد کمرش گرفت و مدتی افتاد تو رخت خواب ! حالا بهش نگین ولی اونقدر نازک نارنجیه که با یه درد معمولی اخ و وایش دنیا رو میگیره حالا فکر کنین که کمرشو نتونه راست کنه چیکار میکنه 
بعدشم که نی نی خانومش کولیک داره ( بابا نترسین کولیک همون دل درده نوزاداس که معمولا نصفه شبا باعث جیغشون میشه ) یعنی الان سحر ( البته به همراه نی نیش ) شده مثل جغد ! شبا بیداره و روزا می خوابه و ما هم نباید زود تر از بعد از ظهر بهش زنگ بزنیم چون خوابشو خراب میکنیم و ناراحت میشه ...تازه ممکنه دخملشم بیدار شه !
معمولا وقتایی که نی نی مهدیه تا صبح داره جیغ میزنه و سحر خواب الود اونو داره تو بغلش تکون تکون میده تا شاید بچه اروم شه ( و عمرا که ساکت بشه ) دستاش درد میگیره ( اخه بعد از عمل مچ دستاشم نمیدونیم چرا انگار رگ به رگ شده و همش درد میکنه ... دکتر گفته بعضیا این جوری میشن !!!) بعد سحر که حسابی کلافه شده و خوابشم میاد و اعصابشم خورد شده سر نی نی داد میکشه و گاهی کار به جاهاب باریک میکشه و به سرش میزنه بچه رو پرت کنه و بگیره بخوابه !
البته این حالات کاملا طبیعیه ! فکر نکنین خواهر من کم داره ها ... نه ! حالا بذارین خودتنم این طور گرفتار بشین اون وقت می فهمین !
تازه سحر کاملا منکر این شده که عاشق بچه بوده ! و برای به دنیا اومدن نی نیش نذر و نیاز کرده !!! میگه بچه چی بود ....اه ... همش تقصیر شما بود هی میگفتین بچه بیار بچه بیار وگرنه من که بچه نمی خواستم !!!!!!!! 
یه بارم نی نی طفلکی مریض شد و سرفه میکرد ! یه عالمه دارو و دوا خورد و هنوزم گاهی سرفه میکنه!
امیدوارم درک کرده باشین که چرا نمیتونه بهتون سر بزنه ... ولی گاهی امار شما ها رو بهش میدیم و اونم لبخند میزنه و از همه تون ممنونه 
خواهش میکنم برای نی نیش دعا کنین زود تر خوب بشه و دیگه نفخ نداشته باشه ... اخه اون طفلک بیشتر داره زجر میکشه 
* مامان گلی ممنون از این همه لطفت 
* مامان بانو ... نوشتی که لینکم کردی ممنونم ولی ادرسی نذاشتی تا منم لینکت کنم  نوشته شده توسط مامان سحر در یازدهم بهمن 1387 ساعت 10:57 |
لینک ثابت |
|